سابقهی تاریخی اثر تماشاگر
اثر تماشاگر پدیدهی غریب و ناآشنایی نیست. بسیاری از ما، مردمِ موبایل به دست را دیدهایم که در رویدادها و سانحهها، به عکسبرداری و فیلمبرداری مشغول میشوند و برای کمک پا پیش نمیگذارند (خصوصاً اگر حس کنند دیگران هستند و کمک خواهند کرد).
اما رایج است که در بحث اثر تماشاگر، به قتلی در سال ۱۹۶۴ اشاره میکنند (+). در آن سال، زنی آمریکایی به نام کیتی جنویز (Kitty Genovese) در خیابان مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت و با ضربات چاقو کشته شد. حدود ۳۸ خانواده از پنجرهها شاهد این قتل بودند یا صدای فریادهای زن را میشنیدند، اما جز یک مورد و آن هم با تأخیر، هیچکس با پلیس تماس نگرفت و قاتل، توانست سر فرصت طعمهی خود را آزار داده و به قتل برساند.
پس از این رویداد، برای نخستین بار در سال ۱۹۶۸ به پدیدهی اثر تماشاگر توجه شد.
دو محقق به نامهای دارلی و لاتان آزمایشی را ترتیب دادند و سعی کردند این اثر را شبیهسازی کنند (+). آنها فرد شرکتکننده در آزمایش را در اتاقی قرار میدادند و به او میگفتند قرار است با استفاده از میکروفن و بلندگویی که در اتاق قرار داده شده در یک گفتگو شرکت کند.
در برخی از اجراهای آزمایش، به فرد میگفتند که جز او و طرف مقابل، فرد دیگری وجود ندارد. در گروه دیگری از اجراها، حضور دو، سه و حتی چهار فرد دیگر هم شبیهسازی میشد.
در بخشی از گفتگو، صدای ضبطشدهی ناله و فریاد پخش میشد و سرعت عکسالعمل سوژه را مرور میکردند.
حاصل مطالعه این شد که انسانها، وقتی احساس میکنند غیر از خودشان، افراد دیگری هم از یک سانحه یا رویداد نامطلوب مطلع هستند، میل به اقدام در آنها کم شدن پیدا میکند.
آیا اثر تماشاگر در دنیای دیجیتال هم مشاهده شده است؟
مطالعات انجام شده نشان میدهند که اثر تماشاگر در فضای دیجیتال هم وجود دارد (+/+). مثلاً اگر در یک گروه آنلاین صد نفری، کسی سوال یا درخواستی را مطرح کند، ممکن است اکثر افراد آن درخواست را نادیده بگیرند و پاسخ دادن به آن پرسش را به دیگران واگذار کنند. در حالی که در یک گروه کوچکتر، احتمال اینکه پرسش یا درخواست، با پاسخ مواجه شود بیشتر است.
به شکل مشابه، اگر در یک جمع شلوغ آنلاین، فردی مورد مزاحمت یا آزار قرار بگیرد، احتمال اینکه دیگران به او کمک کرده و از او حمایت کنند کم شدن مییابد.
اثر تماشاگر در «پخش شدن مسئولیت» ریشه دارد
حالا که به اینجا رسیدیم، مناسب است به یک اصطلاح دیگر هم اشاره کنیم و آن پخش شدن مسئولیت یا Diffusion of Responsibility است.
پخش شدن مسئولیت را یکی از اصلیترین ریشههای اثر تماشاگر میدانند. به این معنا که در رویدادی که ده نفر شاهد دارد، هر فرد به اندازهی یکدهم حالتی که به تنهایی شاهد ماجراست، احساس مسئولیت میکند (البته در واقعیت، اینقدر هم ماجرا ساده نیست و مسئولیت، به شکل خطی و مستقیم، توزیع نمیشود).
همین پخش شدن مسئولیت است که باعث میشود انگیزهی ما برای اقدام و کمک، افت پیدا کند.
وقتی تقسیم وظیفه در تیم به خوبی انجام نمیشود
شکل سادهتر و سبکتر اثر تماشاگر را میتوان در کار تیمی هم مشاهده کرد.
کار تیمی به این معنا نیست که همهی افراد، همزمان برای همهی کارها مسئولند و تقسیم وظایف و سلسله مراتب، وجود ندارد. اگر کار تیمی را با کار گلهای اشتباه بگیریم و به علت ملاحظات، دوستیها، رودربایستیها و یا درک نادرست از مفهوم تیم، از تقسیم و تعیین دقیق وظایف و مسئولیتها طفره برویم، بعید نیست ما هم اثر تماشاگر را تجربه کنیم.
به این معنی که وقتی مشکلات و بحرانها و چالشها در مسیر دستیابی به هدف به وجود میآیند، هر کس منتظر باشد که دیگری در این باره حرف بزند و برای حل مسئله اقدام کند.
برچسب:
نویسنده: آروین یوسفی